تبليغاتX
جغرافیای طبیعی کازرون
 

 
 

 

نسیم ملایمی از جانب شمال در حال وزیدن بود . بوی خوش خاک  باران خورده به مشام می زسید و عطر دل انگیز دن های وحشی فضا را معطر نموده بود . اینقدر این عطر دیوانه کننده و برایم آشنا بود که مرا با خود به چند دهه قبل می برد ، آنجا که من کودکی بیش نبودم که اینک با جان ودل  چشم به لبهای پر مهر پدر ومادر  خود دوخته وگوش جان سپرده بودم به شنیدن خاطرات  خوش آنها از روزگاری که آب این مایه ی حیات بخش کیمیایی بود  که با هزاران زحمت از فرسنگ ها دورتر  با دستان معجزه گر پیشینیان ما  در قنات ها و کاریز ها جاری می شد تا کام تشنه مردم ساده و صمیمی شهر را سیراب نماید .

گفتم ساده و صمیمی بله دقیقا همین دو ویژگی در وجود مردم کافی بود تا خداوند رحمان چنان برکتی به  به چشمه های جوشان اطراف شهر ببخشد ، که هیچ خانه ایی در این دیار از نعمت وجودش بی نصیب نماند.

غرق در خاطرات خوش کودکی خود بودم که نا گاه دسته ایی زیبا از دن های معطر  را در دستان خود یافتم  آن را به صورت خود نزدیک کرده و بوئیدم  ناگهان بیاد مادر مهربان خود افتادم که به دن بسیار علاقه داشت لبخندی زدم انگار که تحفه ایی برایش یافته بودم . به دور وبرم که خیره شدم  دشت و تپه ها را همه مملو از  این گلهای وحشی خوشبو  دیدم که با رنگ های خیره کننده ی صورتی وبنفش  در رقص تماشایی باد  به این سو و آن سو  می رفتند .کمی آن سو تر و در انتهای  راه سنگلاخ  پیش رویم  درختان بید سر سبزی از دور نمایان بود  بله اینجا  چشمه بید مشک  است که روزگاری  تامین کننده  بخش قابل ملاحظه ایی از آب شرب مردم این دیار بوده است و اینک در گذر زمان همچون دیگر یادمان های نیاکانمان به دست فراموشی سپرده شده و تنهای تنها  در انتهای این دره ی خاموش دیگر  رمقی برای جوشش در وجودش  نمانده است .

چشمه بید مشک ( بیمشک) که امروز می توان  آن را جزو چشمه های کم آب و فصلی محسوب نمود بخشی از سلسله  زنجیر وار  چشمه های موجود در کوههای شمالی  کازرون است که در مجاورت  چشمه های فصلی دیگری همچون چشمه ساج و چشمه ی  عروس قرار دارد .در گذشته آب چشمه های ساج و عروس در زمان پر آبی  از طریق یک معبر پر پیچ و خم و حیرت انگیز کوهستانی  به سمت جنوب سرازیر میگردیده و پس از ادغام با آب بیدمشک  از طریق آبراهه ی مخصوصی که نوجه نامیده می شده ودر جدول های از  سنگ وساروج که  هنوز بخش هایی از آن در مسیر خاکی  کازرون به بیدمشک  به چشم می خورد   به سمت دشت کازرون سرازیر شده و پس از طی حدود 7 کیلومتردر بخش شمالی شهر در تنگ بیدی وارد حوضی به همین نام شده و سپس  بخشی از آن  خانه های محله های  شمالی شهر را مشروب  می ساخنه است .

قدمت این سیستم آبرسانی بر اساس شواهد و اسناد موجود  آنچنانکه در کتاب جغرافیای طبیعی کازرون  نوشته آقای حاتمی  آمده است  حداقل به قرن  هشتم هجری  برمی گردد وبانی آن احتمالا شیخ امن الدین بلیانی می باشد .در اسناد موجود  نام چشمه مذکور به مشق  عنوان گردیده که احتمالا معرب  بید مشک است.   

بخش دیگری از آب حوض از طریق کانال های دیگری به سمت حمام ها و آب انبارهای شهر همچون آب انبار خانقاه شیخ امین الدین سرازیر  می شده است .از دیگر کسانی که در تعمیر  و باز سازی این شبکه ی آب رسانی نقش مهمی داشته است می توان به مرحوم مشهدی محمد مجتهد ( بهره دار )

 در قرن سیزده هجری اشاره نمود .علی الظاهر نام دیگر بیدمشک یعنی او وادی یا او بیدی برگرفته از ماجرایی است که برای این انسان با کرامت در کنار این چشمه رخ می دهد .آنچنان که نقل شده است ایشان با جمعی از همراهان هنگام رفتن به دوان در کنار چشمه که آنزمان خشکیده بوده نیاز به آب پیدا می کند لذا تیمم کرده و دو رکعت نماز حاجت  خوانده و آنگاه به سمت چشمه رفته و چند سنگ از روی چشمه برمی دارد که ناگهان چشمه فوران می کند و  وی فریاد بر می آورد او وادی ( به لهجه دوانی ها یعنی آب پیدا شد ) . همه همراهان هلهله سر می دهند و از صدای فریادشان باغداران دوانی به آنجا می آیند و گوسفند قربانی می کنند.

به هر روی با پیشرفت تکنولوژی و توسعه ی امکانات  ، شبکه های آبرسانی درون شهری به مرور زمان جایگزین سیستم سنتی قدیم گردید  و رفته رفته در طول چهل سال گذشته تا به امروز  این یادگار ارزشمند  که نشانگر  همت و تلاش و سخت کوشی نیاکان ما بوده بدست فراموشی  سپرده شد  و متاسفانه  امروز حتی محیط خود چشمه نیز بر اثر بی توجهی  به کلی تغییر حالت داده  و تخریب گردیده است. فضولات  چارپایانی که به منظور  حمل آب  برای معدود عشایر ساکن در دره های اطراف به محل چشمه آمد ورفت می کنند  آن محیط را  کاملا کثیف و غیر بهداشتی نموده است .

امروز اندک آب  چشمه بید مشک  در پشت سد کوچکی که حدود 100 متر پائین تر  احداث شده  ذخیره گردیده و با پمپاژ آن باغ تازه احداثی در تپه های مجاور  آبیاری می شود.

 در سالهای اخیر این مکان  تاریخی ایستگاه ومقصد مناسبی بوده برای عده ایی از شهروندان ورزشکار شهرستان که صبح های چمعه و تعطیلات مسیر 7 کیلومتری پارک پیروز تا چشمه را با پای پیاده می پیمایند و لذت خوردن یک لیوان چای داغ و لقمه ایی نان وپنیر ساده را در کنار این چشمه کوچک تجربه می نمایند

.مکانی که روزی روزگاری نجات بخش وحیات بخش لبهای عطش زده و جسم خسته نیاکان  بی ریای ما بوده امروز شاید نیاز مند اندک توجهی از سوی ما میراث داران آن انسان های بزرگباشد  تا شاید بدینسان حداقلی از قدر شناسی را به عمل آورده باشیم .نمی دانم چگونه شاید با ساخت تفرجگاهی کوچک و پاکسازی آن برای استفاده همان معدود ورزشکاران عزیز و یا حتی شاید با نصب تابلویی کوچک که روی آن نوشته شده باشد : شهر سبزم تو را سبز نگاه خواهم داشت  

 

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 3:36 بعد از ظهر  توسط محمود رضا پولادی | 
سلام

ظاهرا همه چیز داره به خوبی و خوشی پیش میره و از فردا شاهد باران بسیار خوبی در کازرون عزیز هستیم بیشتر ین امکان بارندگی رو برای فردا بعد از ظهر به بعد پیش بینی کرده اند  پس به میمنت این باران پائیزی این چند قاب از پائیز برگ ریز هزار رنگ کازرون تقدیم به قدوم پر برکت باران و همه شما دوستان

اولین عکس لحظاتی قبل از طلوع آفتاب در کوههای دوان است

واین دومی انجیر خشکیده ایی بر سر شاخه ی درختی است که حکایت از تشنگی و نیاز به باران را الهام می کرد

سومین عکس برگ های خوش رنگ قرمز و زرد وسبز درختان در کوهستانهای دردانه است و چهارمی یک غروب رویایی و اشعه آفتاب از پس ارهای ضخیم در افق غربی شهر

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 11:20 بعد از ظهر  توسط محمود رضا پولادی | 
سلام

فعلا همین پیش بینی را داشته باشیم تا ببینیم فردا  پس فردا چه پیش میاد .هر چه خدا بخواد همون میشه انشالله

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 6:10 قبل از ظهر  توسط محمود رضا پولادی | 
امسال باران های پائیزی با شکل و شمایلی جدید وهمراه با رعد و برق های فراوان و صاعقه های سنگین همراه شده .قدیمی ها را اعتقاد برین است که سالی که اینچنین آغاز شود باران زیادی بدنبال نخواهد داشت  .امید واریم چنین چیزی صحت نداشته باشد و لطف وکرم پروردگار شامل حال سرزمین ما گردد .

پس از باران رگباری صبح پنجشنبه  در خالیکه روز جمعه شاهد آسمانی صاف بودیم در حوالی غروب ناگهان  با منقلب شدن آسمان از سمت جنوب  غربی غرش های پیاپی  رعد و برق خبر از آمدن طوفانی سهمگین داشت مشاهدات عینی ما نشان از وقوع این طوفان در آن سوی کوه قبله ( بناف) داشت . اگر چه کم کم دامنه این طوفان رگباری بهار مانند به بخش مرکزی شهر هم کشید اما گزارش های رسیده حاکی از ریزش شدید باران در منطقه خشت و کنار تخته و کمارج و بناف  آن هم به میزان بیش از 40 میلی متر دارد که در نوع خود کم سابق است . در شهر نیز در مدت دو ساعت بارندگی 8 میلی متر باران نازل شده که در مجموع  میزان باراندگی امسال به 17 میلی متر می رسد  

در این هفته احتمال بارندگی برای روز سه شنبه وچهارشنبه پیش بینی شده که حدود ۴۰درصد  امکان وقوع آن بر آورد گردیده است . خبرهای تکمیلی در روز های آینده اعلام می گردد

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 4:28 بعد از ظهر  توسط محمود رضا پولادی | 
غرش  رعد و برق صبح پائیزی  آخر هفته مان را به اوج زیبایی وکمال رساند . رعد و برق هایی که امان نمی دادند و یکی پس از دیگری خواب را از چشمان همه ربودند البته ما که نیم ساعتی قبل بیدار شده بودیم و نان و آش مان را خریده بودیم و خود را مهیا ی رفتن به محل کار می کردیم .

طوفانی از رگبار های شدید که البته از چند روز قبل پیش بینی شده بود همه را تقریبا غافل گیر نمود و در مدتی کوتاه  بسیاری از معابر با سیلاب  مواجه شد . آخرین آماری که از میزان بارندگی صبح امروز در کازرون گزارش شده عدد تک رقمی 9 میلی متر را به ما نشان می دهد که  در مدت کوتاه تقریبا یک ساعت حاصل شد و می تواند شروعی خوب برای فصلی پر باران  را نوید بدهد  . برای هفته آینده نیز احتمال وقوع بارندگی ضعیف  وجود دارد که اوج آن احتمالا روز چهارشنبه آینده است . در این مورد خبر های تکمیلی را از همین وبلاگ به اطلاع دوستان خواهم رساند

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 1:31 بعد از ظهر  توسط محمود رضا پولادی | 
سلام

امروز همین یک تیتر رو مناسب دیدم

بعضی سایت ها برای فردا شب و پنجشنبه در کازرون بارندگی ملایم  با حتمال ۵۰ درصد رو پیش بینی کرده اند

ببینیم چه پیش میاد . توکل بر خدا  تو هفته یبعدی هم باز امکان شذایط بارش فراهم میشه

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 5:52 قبل از ظهر  توسط محمود رضا پولادی | 
پایگاه تحلیلی خبری بیشاپور  وابسته به هفته نامه وزین بیشاپور از امروز رسما فعالیت خود را در عرصه خبر رسانی در دنیای مجازی اینترنت آغاز نمود.در راه امدازی این سایت باید از زحمات شبانه روزی مهندس امامی عزیز قدردانی نمود  دوستان وهمشهریان برای اطلاع از آخرین اخبار و تحولات مربوط به شهرستان کازرون می توانند از آدرس زیر استفاده نمایند

www.bishapour.org

افتتاح این سایت که می تواند در کنار دیگر سایت ها و وبلاگ های کازرونی نقش بسزایی در شناسایی هویت واقعی کازرون به ایرانیان باشد را به جناب مطهری زاده مدیر مسئول هفته نامه بیشاپور تبریکمی گوئیم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 1:43 بعد از ظهر  توسط محمود رضا پولادی | 

 

 

فریدون مشیری در سال 1305 در تهران چشم به جهان گشود دوره آموزشهای دبستانی و دبیرستانی را در مشهد و تهران به پایان رساند و سپس وارد دانشگاه شد و در رشته زبان ادبیات فارسی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت
اما آن را ناتمام رها کرد و به سبب دلبستگی بسیاری که به حرفه روزنامه نگاری داشت از همان جوانی وارد فعالیت مطبوعاتی شد کار وی خبرنگاری و نویسندگی بود 30 سال در این زمینه کار کرد و سالها عضویت هیات تحریریه سخن روشنفکر سپید و سیاه چند نشریه دیگر را داشت
در سال 1324 به عنوان کارمند در وزارت پست و تلگراف و تلفن کار می کرد در سال 1350 به شرکت مخابرات ایران انتقال یافت و در سال 1357 بازنشسته شد
در سال 1333 ازدواج کرد و کنون دو فرزند به نامهای بابک و بهارک از او به یادگار مانده است

بی شک در تاریخ ادبیات معاصر ما فریدون مشیری نامی ماندگار و ستاره ایی درخشان بوده وخواهد بود هرچند از استاد مشیری جندین کتاب شعر به یادگار مانده است اما بی تردید شعر لطیف و پر احساس کوچه اثری تکرار نشدنی از این شاعر گرانقدر ماست که با نام مشیری عجین شده است تا آنجا که همگان مشیری را شاعر شعر کوچه ها می دانند ومی نامند .

این شعر را که یاد آور خاطرات خوش دوران جوانی ماست تقدیم به روح بزرگ این شاعر گرانقدر می کنم

یادش گرامی باد

كــــوچــــه

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم

 

در نهانخانه‏ء جانم گل ياد تو درخشيد

باغ صد خاطره خنديد

عطر صد خاطره پيچيد

 

يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم

پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم

تو همه راز خهاب ريخته در چشم سياهت

من همه محو تماشاي نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشهء ماه فروريخته در آب

شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا وگل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

 

يادم آمد تو به من گفتي:

«از اين عشق حذر كن

لحظه‌اي چند بر اين آب نظر كن

آب ، آيينهء عشق گذران است

تو كه امروز دلت با دگران است

باش فردا كه دلت با دگران است

تا فراموش كني ، چندي از اين شهر سفر كن»

 

با تو گفتم حذر از عشق ندانم:

«حذر از عشق؟ ندانم

سفر از پيش از تو؟ هرگز نتوانم

روز اوّل كه دل من به تمنّاي تو پر زد

چون كبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدي، من نه رميدم ، نه گسستم

باز گفتم كه: تو صيّادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو در افتم ، همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم

سفر از پيش تو هرگز نتوانم...»

 

اشكي از شاخه فروريخت

مرغ شب ناله تلخي زد و بگريخت

اشك در چشم تو لرزيد

ماه بر عشق تو خنديد

 

يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم

نه گسستم نه رميدم

 

رفت در ظلمت شب آن شب و شب‌هاي دگر هم

نه گرفتي دگر از آن عاشق آزرده خبر هم

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم

بي تو امّا به چه حالي من از آن كوچه گذشتم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 5:45 بعد از ظهر  توسط محمود رضا پولادی | 
چند شب قبل در حال گذر از کوچه ایی خلوت بودم که از دور گربه ی بینوایی رو دیدم که سرش رو کرده بود تو آشغال ها و داشت لقمه ی غذایی پیدا می کرد تا شکمش رو سیر کنه .بدبخت بینوا تا از دور صدای پای منو شنید چنان پا به فرار گذاشت که انگار که جن دیده باشه . من مونده بودم که این بدبخت چرا اینجور فرار کرد .من که کاری به کارش نداشتم .چند دقیقه ذهنم به این مسئله مشغول بود که چرا توی شهر ما گربه ها اینقدر ترسو شده اند ولی فی المثل توی شیراز گربه ها راحت از کنارت رد میشن و هیچ واکنشی نشون نمیدن .خوب که فکر کردم به این نتیجه رسیدم که گربه ها هم خودشون رو با شزایط فرهنگی و اجتماعی هر منطقه سازگار می کنند . وقتی اینجا آقا ساعت یازده شب با زن وبچه اش تو خیابون راه میره و تا یک گربه رو می بینه دست زن وبچه رو ول می کنه و با سنگ و کفش دنبال این بیچاره میذاره باید گربه های این شهر اینچنین ترسو بار بیایند و باید هم که شاعر سروده ی زیر را در تقدیم خوانندگان عزیز نماید .

پس این شما و این چند بیت درهم و بر هم در وصف حال و روز گربه های این شهر

گفت یکی زال به فرزند خویش

جان پدر این چه طریق است وکیش

گفت پسر عذر من زار چیست ؟

جان پدر گو که خطا کار کیست ؟

جرمی اگر دیده ایی از من پدر

گو که بدانم پدر با هنر

گفت پدر ای پسر ناز من

محرم اسرار و همه راز من

گوش بده تا که بگویم ترا

دلخورم وخسته وغمگین چرا ؟

دوش برفتم به رهی بی شتاب

نرم و سبکبال مثال حباب

دیدم از آن دور یکی گربه ایی

گربه ی بدبخت پدر مرده ایی

گربه مرا   تا که از آن دور دید

 مثل فنر از سر جایش پرید

کرد رها لقمه ی پس مانده را

تا که بدید آمدن بنده را

کرد فرار و بدویدش چو برق

گاه به مغرب گهی هم سوی شرق

هی سر خود بر در ودیوار زد

یک دفعه نه بلکه دو صد بار زد

 عاقبت از لای دری نیمه باز

بست فلنگ  رفت به گاز و به تاز

گربه در این شهر بسی بزدل است

زندگی اش سخت و بسی مشکل است

تا لب دیوار هویدا شود

یا که به هر کوچه که پیدا شود

مرد سیبیل گنده ی هیکل درشت

سنگ زند گربه به منظور کشت 

لنگه دمپایی و چوب است وسنگ

کز چپ واز راست ببارد چو جنگ

بار خداوند حکیم جهان

خالق  خورشید و همه آسمان

رحم نما برهمه  جنبندگان

خاصه بر این پشمالوی بی زبان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 4:22 بعد از ظهر  توسط محمود رضا پولادی | 
سحر گاه جمعه هوایی شدیم

به عشق بورنجان و دردانه راهی شدیم

برفتیم آنگه که بودید خواب

به شوق خنک چشمه های پر آب

رسیدیم دردانه وقت اذان

هوا اندکی سرد و بادی وزان

حدود دو ساعت برفتیم راه

به زیر کمی روشنایی ماه

گرفتم عجب عکس از این تک درخت

میان یکی صخره ی سفت و سخت

پس آنگه که خورشید مهر آفرین

بتاباند نور خودش بر زمین

من و دوربین و کوه ودشت و دمن

بسی چشمه و باغ و سرو وچمن

عجب کادر زیبایی من یافتم

چنین قابی از زندگی ساختم

کیل های شیرین وهمچون عسل

چو قند و نبات و شکر در مثل

بچیدیم و خوردیم یک عالمه

نمودیم پر کاسه و قابلمه

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 7:17 بعد از ظهر  توسط محمود رضا پولادی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ

==================

هواشناسی

 

 

درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
هوای استان فارس
توانمندی گردشگری در کازرون
اوقات شرعی کازرون
مشاهده تصویر فعلی زمین از فضا
هوای شیراز در 5 روز آینده
هوای کازرون در 5 روز آینده
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
آرشیو موضوعی
سفر به قله زیبای تل مورگ
پیوندها
بابونه
روستای گلنگون
کازرون پایتخت فرهنگی فارس
ازعشق تادانلود
گرنک ( فرهنگ مردم کازرون)
آفتاب کازرون
ریاضیات دوره راهنمایی
مدیزیتی بر جنوب کشور
کازرون نما
کازرون نیوز
کازرونیه -1
قهرمان ( بهادر ریاضی)
نارنجستان(سید مجتبی امامی)
گلبانگ سر بلندی(امیرخسرو شجاعی)
کازرون آباد
زندگی با ریاضیات(رسول کمندی)
گلبن( مهدی تقی نژاد)
کازرون شهر سبز ( امیر صنفی آزاد)
توکلیک چه خبر ( علی مرادی)
فتو علی ( طبیعت کازرون)
عکس های من ( امین پرهیزکار)
خلیج فارس ( دکتر خرسند)
زمهریر (احتماعی -سیاسی)
محسن عباسپور
کمال ادب ( معلم)
آوایی در غربت ( ژیلا راسخ)
دکتر فاضل نیا ( کازرون ندا)
مجموعه اشعار ژیلا راسخ
کشکول زائر ( آقای واعظی)
سیمرغ (خانم فریده ربانی)
سیب نقره ایی
مجدالدین ( بهادر ریاضی)
پیش نویس( فرزاد بحرانی )
علمدار بیرام سالار
رسول کمندی (تماشا)
نگاه سبز ( فرزاد )
زیبایی های طبیعت کازرون ( محمد راسخی )
وقایع مهم تاریخ کازرون ( رضا دهقانی )
علی مختاری
مترادف ومتضاد( جلالالدین واعظی)
ستاره ی فیروزه ایی
گلبانگ شهر سبز ( امیر خسرو شجاعی )
هیلووسوار ( عباس دادوند )
سنگین رنگین ( امین رضوی فرد)
گروه کوهنوردی اردیبهشت کازرون
طبیعت کازرون ( بهزاد داودی )
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM