تبليغاتX
جغرافیای طبیعی کازرون
 

 
سلام دوستان

به علت پاره ایی مشکلات و جمع آوری سیستم احنمالا قادر نخواهم بود همچون گذشته در خدمت دوستان عزیز باشم

و کمتر قادر به آپدیت کردن وبلاگ خواهم بود  ولی همچنان  ارادت قلبی خدمت همه ی دوستان داشته وخواهم داشت .

الان هم از محل دیگری این آخرین پست را خدمتتان ارسال می کنم

مرا ببخشید

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 4:11 بعد از ظهر  توسط محمود رضا پولادی | 
این سه صحنه دیروز در عرض کمتر از چند دقیقه برام رخ داد و حسابی مرا به فکر فروبرد که واقعا ما را چه می شود مردم این شهر به لحاظ فرهنگی دارند به کدام سو می روند ؟ چرا همیشه مشکلات را به گردن این و آن می اندازیم ؟ نقش خود ما در این میان چیست و برای اصلاح فرهنگ عمومی چرا از خودمان شروع نمی کنیم ؟

البته ناگفته مشخص است که نمونه های این صحنه ها را اکثر شما هم هر روز در گوشه و کنار این شهر دیده و خواهید دید که اگر همه ی آنها را جمع آوری کنیم و گرد هم آوریم چهره ی زشتی از یک شهر که از قضای روزگار سابفه درخشانی هم در تاریخ ایران زمین دارد  مشاهده می کنیم .

صحنه اول :

در  خیابان حضرتی در حال راه رفتن به آن سوی خیابان  بودم که ماشین سفید رنگ و گرانقیمتی در حالی که صدای موزیکش خیابان را برداشته بود از کنارم رد شد و چند پوست موز تر وتازه را به بیرون پرت کردکه یکی از آنها به پای  من برخورد نمود .

سرنشینان ماشین که معلوم بود آدمهای متمول و پول داری بودند و این رو میشد از نوع ماشین اونها فهمید بی خیال اونچه اتفاق افتاده بود به راه خود ادامه دادند

وقتی داستان را برای دوستی تعریف نمودم گفت   برو خدا رو شکر کن مدتی قبل   از داخل یک مغازه دستمال کاغذی آلوده یی به بیرون پرتاب شد که درست به پاچه شلوار من چسبید ..............

صحنه دوم:

 دقایقی بعد سوار بر اتومبیل وارد خیابان تنگ وباریک محمدی شدم که قدمت آن به پنجاه سال پیش برمی گرددکه در کل کازرون پنجاه تا ماشین بیشتر وجود نداشت در سمت راست خیابان کارگران مشغول جدول کشی بودند و از ابتدای خیابان سیمان وشن وبلوک و.... روی هم انباشته شده بود  . ترافیک سنگینی بوجود آمده بود و حدود ده دقیقه طول کشید تا از چهار راه مخابرات به روبروی مسجد زید رسیدم تازه اینجا بود که متوجه علت اصلی ترافیک و راه بندان شدم .

راننده یک دستگاه مزدای قرمز رنگ در این گیرو دار ماشین خود را در کنار تپه ایی از شن وسیمانبه امان خدا رها  کرده و احتمالا به سلامتی یا در صف نانوایی ایستاده یا دنبال برنج ممسنی می گردد

صحنه سوم :

دقایقی بعد در خیابان قدمگاه به سمت باهنر  که خود بی شباهت به تنگه داردانل و جبل الطارق نیست و کندو کوب های اخیر  آن را به تپه ماهوری بدل نموده رانندگی  می کردم که صدای وحشتناکی توجه مرا به خود جلب نمود باور نمی کنید  یک  موتور  دو پشته  که متاسفانه آدمهای میانسالی هم بودند ۶ شش شاخه لوله شش متری آب که جمعا می شود ۳۶ متر را با موتور حمل می کردند . سه شاخه در یک دست و سه شاخه ی دیگر در دست دیگر  در حالیکه ادامه لوله ها بر روی آسفالت خیابان کشیده می شد و صدای وحشتناکی ایجاد می کرد و جالب تر اینکه در همین حال از من و چند ماشین دیگر هم سبقت گرفتند . سرعتم را کمتر کردم و اجازه دادم تا از من فاصله بگیرند

انصافا فضاوت کنید  ما داریم به کجا می رویم ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 6:19 قبل از ظهر  توسط محمود رضا پولادی | 
سلام

یکی دو روزه که سایت های مختلف هواشناسی  رو چک می کنم می بینم که الگوهای ارائه شده برای روزهای آینده همگی امکان بارندگی  رو برای روزهای پایانی این هفته و اوایل هفته ی آینده پیش بینی نموده اند .الگوهای ارائه شده تقریبا از دوروز پیش تا کنون تقریبا تغییر نکرده اند و اکثر سایت ها چهارشنبه و ژنجشنبه و یکشنبه و دوشنبه هفته آینده رو  بارانی اعلام نموده اند . بنابراین ظاهرا آبانماه  با بارندگی به پایان می رسد و با دست پر به دیدار آذر ماه خواهیم رفت

البته ممکنه این پیش بینی ها دچار تغییر بشه که در این صورت اطلاعاتش و منشر می کنم . قابل ذکر است که تاکنون تو خود کازرون حدود ۲۴ میلیمتر باران باریده است در سه نوبت

Wednesday
Rain
Hi: 16°
Lo: 10°
Rain
Thursday
Rain
Hi: 15°
Lo: 5°
Rain

یا خدا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 11:14 بعد از ظهر  توسط محمود رضا پولادی | 

2500سال پیش که کورش کبیر پس از فتح بابل فرمان آزادی همه ی انسان های دربند را صادر نمود و دستور داد تا مدرن ترین قوانین حقوق بشر را بر روی لوحی سنگی  بنویسند  هیچگاه فکر نمی کرد  روزی بیاید که فرزند زادگانش مجبور شوند  این یادگار ارزشمند را از دولتی دیگر در آن سوی دنیا  با خواهش و تمنا برای چند روزی  عاریت بگیرند .

هر جند باید  بپذیریم  که کورش  تنها متعلق به ما ایرانیان نیست  بلکه او شخصیتی است جهانی  و متعلق به همه ی  آنانیکه آزاد می اندیشند  و انسانیت را ارج می نهند. و به تبع آن منشور کورش نیز  تنها متعلق  به ما نیست  بلکه امروز  دنیا  برای تحقق  آرمانهای آن بزرگ مرد  در تلاش و تقلا است .

 دروصف بزرگی و عظمت  این انسان آزاده همین بس که خداوند در آیاتی از سوره ی کهف  به بزرگی و عظمت پادشاهی دادگستر  به نام ذوالقرنین اشاره می نماید  که بر اساس شواهد موجود و اثبات بسیاری از مورخان  از جمله  پرفسور ابوالکلام آزاد اسلام شناس بزرگ هندی  این اشارات قران کریم دقیقا  مربوط به کورش کبیر می باشد .

امروزصبح  که خبر ها را چک می نمودم  این یکی خبر مثل زنگی توی گوشم حسابی صدا کرد  که : موزه ی ملی انگلستان  توافق نمود که منشور کورش  را به مدت چهار ماه  به موزه ی ملی ایران امانت دهد .

جای بسی تاسف و اندوه است . نمی دانم باید خندید یا گریه کرد  ؟ یا شاید هم باید عزای ملی اعلام نمود .

بازهم نمی دانم یا  شاید نباید بدانم  که ضعف از کجای کار ماست  که بخشی از شناسنامه و هویت  ملت ما باید  در گوشه ی دیگری  از دنیا باشد  و ما اینچنین حسرت   داشتش  را بخوریم . اما بی شک مهمتر از خود منشور کورش  مفاد و محتوای مندرج در آن است که  هر ملتی   در دنیا باید  آرزوی برخورداری از آن را داشته باشد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 6:50 بعد از ظهر  توسط محمود رضا پولادی | 
 

 

نسیم ملایمی از جانب شمال در حال وزیدن بود . بوی خوش خاک  باران خورده به مشام می زسید و عطر دل انگیز دن های وحشی فضا را معطر نموده بود . اینقدر این عطر دیوانه کننده و برایم آشنا بود که مرا با خود به چند دهه قبل می برد ، آنجا که من کودکی بیش نبودم که اینک با جان ودل  چشم به لبهای پر مهر پدر ومادر  خود دوخته وگوش جان سپرده بودم به شنیدن خاطرات  خوش آنها از روزگاری که آب این مایه ی حیات بخش کیمیایی بود  که با هزاران زحمت از فرسنگ ها دورتر  با دستان معجزه گر پیشینیان ما  در قنات ها و کاریز ها جاری می شد تا کام تشنه مردم ساده و صمیمی شهر را سیراب نماید .

گفتم ساده و صمیمی بله دقیقا همین دو ویژگی در وجود مردم کافی بود تا خداوند رحمان چنان برکتی به  به چشمه های جوشان اطراف شهر ببخشد ، که هیچ خانه ایی در این دیار از نعمت وجودش بی نصیب نماند.

غرق در خاطرات خوش کودکی خود بودم که نا گاه دسته ایی زیبا از دن های معطر  را در دستان خود یافتم  آن را به صورت خود نزدیک کرده و بوئیدم  ناگهان بیاد مادر مهربان خود افتادم که به دن بسیار علاقه داشت لبخندی زدم انگار که تحفه ایی برایش یافته بودم . به دور وبرم که خیره شدم  دشت و تپه ها را همه مملو از  این گلهای وحشی خوشبو  دیدم که با رنگ های خیره کننده ی صورتی وبنفش  در رقص تماشایی باد  به این سو و آن سو  می رفتند .کمی آن سو تر و در انتهای  راه سنگلاخ  پیش رویم  درختان بید سر سبزی از دور نمایان بود  بله اینجا  چشمه بید مشک  است که روزگاری  تامین کننده  بخش قابل ملاحظه ایی از آب شرب مردم این دیار بوده است و اینک در گذر زمان همچون دیگر یادمان های نیاکانمان به دست فراموشی سپرده شده و تنهای تنها  در انتهای این دره ی خاموش دیگر  رمقی برای جوشش در وجودش  نمانده است .

چشمه بید مشک ( بیمشک) که امروز می توان  آن را جزو چشمه های کم آب و فصلی محسوب نمود بخشی از سلسله  زنجیر وار  چشمه های موجود در کوههای شمالی  کازرون است که در مجاورت  چشمه های فصلی دیگری همچون چشمه ساج و چشمه ی  عروس قرار دارد .در گذشته آب چشمه های ساج و عروس در زمان پر آبی  از طریق یک معبر پر پیچ و خم و حیرت انگیز کوهستانی  به سمت جنوب سرازیر میگردیده و پس از ادغام با آب بیدمشک  از طریق آبراهه ی مخصوصی که نوجه نامیده می شده ودر جدول های از  سنگ وساروج که  هنوز بخش هایی از آن در مسیر خاکی  کازرون به بیدمشک  به چشم می خورد   به سمت دشت کازرون سرازیر شده و پس از طی حدود 7 کیلومتردر بخش شمالی شهر در تنگ بیدی وارد حوضی به همین نام شده و سپس  بخشی از آن  خانه های محله های  شمالی شهر را مشروب  می ساخنه است .

قدمت این سیستم آبرسانی بر اساس شواهد و اسناد موجود  آنچنانکه در کتاب جغرافیای طبیعی کازرون  نوشته آقای حاتمی  آمده است  حداقل به قرن  هشتم هجری  برمی گردد وبانی آن احتمالا شیخ امن الدین بلیانی می باشد .در اسناد موجود  نام چشمه مذکور به مشق  عنوان گردیده که احتمالا معرب  بید مشک است.   

بخش دیگری از آب حوض از طریق کانال های دیگری به سمت حمام ها و آب انبارهای شهر همچون آب انبار خانقاه شیخ امین الدین سرازیر  می شده است .از دیگر کسانی که در تعمیر  و باز سازی این شبکه ی آب رسانی نقش مهمی داشته است می توان به مرحوم مشهدی محمد مجتهد ( بهره دار )

 در قرن سیزده هجری اشاره نمود .علی الظاهر نام دیگر بیدمشک یعنی او وادی یا او بیدی برگرفته از ماجرایی است که برای این انسان با کرامت در کنار این چشمه رخ می دهد .آنچنان که نقل شده است ایشان با جمعی از همراهان هنگام رفتن به دوان در کنار چشمه که آنزمان خشکیده بوده نیاز به آب پیدا می کند لذا تیمم کرده و دو رکعت نماز حاجت  خوانده و آنگاه به سمت چشمه رفته و چند سنگ از روی چشمه برمی دارد که ناگهان چشمه فوران می کند و  وی فریاد بر می آورد او وادی ( به لهجه دوانی ها یعنی آب پیدا شد ) . همه همراهان هلهله سر می دهند و از صدای فریادشان باغداران دوانی به آنجا می آیند و گوسفند قربانی می کنند.

به هر روی با پیشرفت تکنولوژی و توسعه ی امکانات  ، شبکه های آبرسانی درون شهری به مرور زمان جایگزین سیستم سنتی قدیم گردید  و رفته رفته در طول چهل سال گذشته تا به امروز  این یادگار ارزشمند  که نشانگر  همت و تلاش و سخت کوشی نیاکان ما بوده بدست فراموشی  سپرده شد  و متاسفانه  امروز حتی محیط خود چشمه نیز بر اثر بی توجهی  به کلی تغییر حالت داده  و تخریب گردیده است. فضولات  چارپایانی که به منظور  حمل آب  برای معدود عشایر ساکن در دره های اطراف به محل چشمه آمد ورفت می کنند  آن محیط را  کاملا کثیف و غیر بهداشتی نموده است .

امروز اندک آب  چشمه بید مشک  در پشت سد کوچکی که حدود 100 متر پائین تر  احداث شده  ذخیره گردیده و با پمپاژ آن باغ تازه احداثی در تپه های مجاور  آبیاری می شود.

 در سالهای اخیر این مکان  تاریخی ایستگاه ومقصد مناسبی بوده برای عده ایی از شهروندان ورزشکار شهرستان که صبح های چمعه و تعطیلات مسیر 7 کیلومتری پارک پیروز تا چشمه را با پای پیاده می پیمایند و لذت خوردن یک لیوان چای داغ و لقمه ایی نان وپنیر ساده را در کنار این چشمه کوچک تجربه می نمایند

.مکانی که روزی روزگاری نجات بخش وحیات بخش لبهای عطش زده و جسم خسته نیاکان  بی ریای ما بوده امروز شاید نیاز مند اندک توجهی از سوی ما میراث داران آن انسان های بزرگباشد  تا شاید بدینسان حداقلی از قدر شناسی را به عمل آورده باشیم .نمی دانم چگونه شاید با ساخت تفرجگاهی کوچک و پاکسازی آن برای استفاده همان معدود ورزشکاران عزیز و یا حتی شاید با نصب تابلویی کوچک که روی آن نوشته شده باشد : شهر سبزم تو را سبز نگاه خواهم داشت  

 

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 3:36 بعد از ظهر  توسط محمود رضا پولادی | 
سلام

ظاهرا همه چیز داره به خوبی و خوشی پیش میره و از فردا شاهد باران بسیار خوبی در کازرون عزیز هستیم بیشتر ین امکان بارندگی رو برای فردا بعد از ظهر به بعد پیش بینی کرده اند  پس به میمنت این باران پائیزی این چند قاب از پائیز برگ ریز هزار رنگ کازرون تقدیم به قدوم پر برکت باران و همه شما دوستان

اولین عکس لحظاتی قبل از طلوع آفتاب در کوههای دوان است

واین دومی انجیر خشکیده ایی بر سر شاخه ی درختی است که حکایت از تشنگی و نیاز به باران را الهام می کرد

سومین عکس برگ های خوش رنگ قرمز و زرد وسبز درختان در کوهستانهای دردانه است و چهارمی یک غروب رویایی و اشعه آفتاب از پس ارهای ضخیم در افق غربی شهر

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 11:20 بعد از ظهر  توسط محمود رضا پولادی | 
سلام

فعلا همین پیش بینی را داشته باشیم تا ببینیم فردا  پس فردا چه پیش میاد .هر چه خدا بخواد همون میشه انشالله

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 6:10 قبل از ظهر  توسط محمود رضا پولادی | 
امسال باران های پائیزی با شکل و شمایلی جدید وهمراه با رعد و برق های فراوان و صاعقه های سنگین همراه شده .قدیمی ها را اعتقاد برین است که سالی که اینچنین آغاز شود باران زیادی بدنبال نخواهد داشت  .امید واریم چنین چیزی صحت نداشته باشد و لطف وکرم پروردگار شامل حال سرزمین ما گردد .

پس از باران رگباری صبح پنجشنبه  در خالیکه روز جمعه شاهد آسمانی صاف بودیم در حوالی غروب ناگهان  با منقلب شدن آسمان از سمت جنوب  غربی غرش های پیاپی  رعد و برق خبر از آمدن طوفانی سهمگین داشت مشاهدات عینی ما نشان از وقوع این طوفان در آن سوی کوه قبله ( بناف) داشت . اگر چه کم کم دامنه این طوفان رگباری بهار مانند به بخش مرکزی شهر هم کشید اما گزارش های رسیده حاکی از ریزش شدید باران در منطقه خشت و کنار تخته و کمارج و بناف  آن هم به میزان بیش از 40 میلی متر دارد که در نوع خود کم سابق است . در شهر نیز در مدت دو ساعت بارندگی 8 میلی متر باران نازل شده که در مجموع  میزان باراندگی امسال به 17 میلی متر می رسد  

در این هفته احتمال بارندگی برای روز سه شنبه وچهارشنبه پیش بینی شده که حدود ۴۰درصد  امکان وقوع آن بر آورد گردیده است . خبرهای تکمیلی در روز های آینده اعلام می گردد

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 4:28 بعد از ظهر  توسط محمود رضا پولادی | 
غرش  رعد و برق صبح پائیزی  آخر هفته مان را به اوج زیبایی وکمال رساند . رعد و برق هایی که امان نمی دادند و یکی پس از دیگری خواب را از چشمان همه ربودند البته ما که نیم ساعتی قبل بیدار شده بودیم و نان و آش مان را خریده بودیم و خود را مهیا ی رفتن به محل کار می کردیم .

طوفانی از رگبار های شدید که البته از چند روز قبل پیش بینی شده بود همه را تقریبا غافل گیر نمود و در مدتی کوتاه  بسیاری از معابر با سیلاب  مواجه شد . آخرین آماری که از میزان بارندگی صبح امروز در کازرون گزارش شده عدد تک رقمی 9 میلی متر را به ما نشان می دهد که  در مدت کوتاه تقریبا یک ساعت حاصل شد و می تواند شروعی خوب برای فصلی پر باران  را نوید بدهد  . برای هفته آینده نیز احتمال وقوع بارندگی ضعیف  وجود دارد که اوج آن احتمالا روز چهارشنبه آینده است . در این مورد خبر های تکمیلی را از همین وبلاگ به اطلاع دوستان خواهم رساند

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 1:31 بعد از ظهر  توسط محمود رضا پولادی | 
سلام

امروز همین یک تیتر رو مناسب دیدم

بعضی سایت ها برای فردا شب و پنجشنبه در کازرون بارندگی ملایم  با حتمال ۵۰ درصد رو پیش بینی کرده اند

ببینیم چه پیش میاد . توکل بر خدا  تو هفته یبعدی هم باز امکان شذایط بارش فراهم میشه

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 5:52 قبل از ظهر  توسط محمود رضا پولادی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ

==================

هواشناسی

 

 

درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
هوای استان فارس
توانمندی گردشگری در کازرون
اوقات شرعی کازرون
مشاهده تصویر فعلی زمین از فضا
هوای شیراز در 5 روز آینده
هوای کازرون در 5 روز آینده
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
آرشیو موضوعی
سفر به قله زیبای تل مورگ
پیوندها
بابونه
روستای گلنگون
کازرون پایتخت فرهنگی فارس
ازعشق تادانلود
گرنک ( فرهنگ مردم کازرون)
آفتاب کازرون
ریاضیات دوره راهنمایی
مدیزیتی بر جنوب کشور
کازرون نما
کازرون نیوز
کازرونیه -1
قهرمان ( بهادر ریاضی)
نارنجستان(سید مجتبی امامی)
گلبانگ سر بلندی(امیرخسرو شجاعی)
کازرون آباد
زندگی با ریاضیات(رسول کمندی)
گلبن( مهدی تقی نژاد)
کازرون شهر سبز ( امیر صنفی آزاد)
توکلیک چه خبر ( علی مرادی)
فتو علی ( طبیعت کازرون)
عکس های من ( امین پرهیزکار)
خلیج فارس ( دکتر خرسند)
زمهریر (احتماعی -سیاسی)
محسن عباسپور
کمال ادب ( معلم)
آوایی در غربت ( ژیلا راسخ)
دکتر فاضل نیا ( کازرون ندا)
مجموعه اشعار ژیلا راسخ
کشکول زائر ( آقای واعظی)
سیمرغ (خانم فریده ربانی)
سیب نقره ایی
مجدالدین ( بهادر ریاضی)
پیش نویس( فرزاد بحرانی )
علمدار بیرام سالار
رسول کمندی (تماشا)
نگاه سبز ( فرزاد )
زیبایی های طبیعت کازرون ( محمد راسخی )
وقایع مهم تاریخ کازرون ( رضا دهقانی )
علی مختاری
مترادف ومتضاد( جلالالدین واعظی)
ستاره ی فیروزه ایی
گلبانگ شهر سبز ( امیر خسرو شجاعی )
هیلووسوار ( عباس دادوند )
سنگین رنگین ( امین رضوی فرد)
گروه کوهنوردی اردیبهشت کازرون
طبیعت کازرون ( بهزاد داودی )
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM